گفت تعریف کن تا من تحریف کنم ! این هست خلاصه ی سیاست ...
برچسب:
نویسنده: پارسا ابراهیمی
بی شمار بودن تمنایم از برای ستایش توست ! در قامت تو هر آنچه باید هست تو آبروی کلمات تویی ....
برچسب:
نویسنده: پارسا ابراهیمی
برچسب:
نویسنده: پارسا ابراهیمی
برچسب:
نویسنده: پارسا ابراهیمی
برچسب:
نویسنده: پارسا ابراهیمی
چهره ی بدنم را ناخوانا می پندارند ! تقدمی برای حقیقت نیست همه در آشوب واقعیت ها برده ی تسلیم ایم و رفتار مان را برای بقا تنظیم می کنیم . و نیک فهمیدم عصاره اراده ما تصاحب قدرت است وگرنه سازش ، نهایت توانایی می شود
برچسب:
نویسنده: پارسا ابراهیمی
تنهایی ، قمار زندگی ام بود. نباختم ، چون برنده ای ندیدم
برچسب:
نویسنده: پارسا ابراهیمی
تو محکومی به زیبایی و من قاضی ستایش تو لب هایت نفسم را حبس تمنا کرده اند ....
برچسب:
نویسنده: پارسا ابراهیمی
برچسب:
نویسنده: پارسا ابراهیمی
نگاهت نخی بود که دلم را به نخ کشید !این عطش لیاقت نداشتن چطور برایم نخ نما شود ؟
برچسب:
نویسنده: پارسا ابراهیمی